چه می شود اگر کمکم کنی تا حرفمان را بزنیم.من و تو و همه ی انهایی که مثل ما هستند...اری این یک دعوت است......
این یه شروع است!
یه شروع از بیان یه قصه تلخ که مطمئنم حتی به مزاق جامعه روشنفکری هم خوش نخواهد آمد ، اما این یک شروع است...
این یک مکان نزدیک خط پایان برای من و هزارانی مثل من که هویتشان را گم کرده اند ....
من به عنوان کسی این وبلاگ رو می نویسم که همه اون چیزایی رو که در جامعه ما معیار روشنفکری و با فرهنگی محسوب می شه دارم ، اما....
شاید هم فکر کنید که یک رجعت به عقب اما من با تمام وجود دنبال نیمه گمشده ام می گردم ، دنبال اون چند درصد رگی که به عنوان یک دختر از یک اقلیت قومی دارم ، به عنوان یک دختر عرب!
الان نمی خوام چیزی بگم ، یک قصه برایتان خواهم گفت از مظلومیت یک دختر بچه دبستانی ، از سختی های یک کارمند ساده ، از تحقیرهای محیط های کاری ، از تبعیض های نژادی ، (تبعیض هایی که همه فکر می کنند فقط در فیلم ها و آلمان و انگلستان و کشورهای امریکای جنوبی می توان شاهد آن بود.) می دونم از این واژه حالتون به هم می خوره اما خود شما هم حتماً یه روزی بش دامن زدید ، بی آنکه به خاطر بیاورید طرف مقابل یک انسان است ، همان گونه که من یک انسانم .........
