تبليغاتX
یک انسان !
دموکراسی در بستر دین رحمانی

چه می شود اگر امروز سر کلاس بلند شوم و فریاد کنم که من عربم...چه می شود اگر سینه سپر کنم و به خودم ایمان داشته باشم...

چه می شود اگر کمکم کنی تا حرفمان را بزنیم.من و تو و همه ی انهایی که مثل ما هستند...اری این یک دعوت است......

نوشته شده توسط سجاد  در ساعت 3:4 بعد از ظهر | لینک  | 

این یه شروع است!

یه شروع از بیان یه قصه تلخ که مطمئنم حتی به مزاق جامعه روشنفکری هم خوش نخواهد آمد ، اما این یک شروع است...

این یک مکان نزدیک خط پایان برای من و هزارانی مثل من که هویتشان را گم کرده اند ....

من به عنوان کسی این وبلاگ رو می نویسم که همه اون چیزایی رو که در جامعه ما معیار روشنفکری و با فرهنگی محسوب می شه دارم  ، اما....

شاید هم فکر کنید که یک رجعت به عقب اما من با تمام وجود دنبال نیمه گمشده ام می گردم ، دنبال اون چند درصد رگی که به عنوان یک دختر از یک اقلیت قومی دارم  ، به عنوان یک دختر عرب!

 الان نمی خوام چیزی بگم ، یک قصه برایتان خواهم گفت از مظلومیت یک دختر بچه دبستانی ، از سختی های یک کارمند ساده ، از تحقیرهای محیط های کاری ، از تبعیض های نژادی ، (تبعیض هایی که همه فکر می کنند فقط در فیلم ها و آلمان و انگلستان و کشورهای امریکای جنوبی می توان شاهد آن بود.) می دونم از این واژه حالتون به هم می خوره اما خود شما هم حتماً یه روزی بش دامن زدید ، بی آنکه به خاطر بیاورید طرف مقابل یک انسان است ، همان گونه که من یک انسانم ......... 

نوشته شده توسط سجاد  در ساعت 1:44 بعد از ظهر | لینک  |