این روز ها دوستان زیادی سعی کرده اند به من ثابت کنند که دختری با جایگاه اجتماعی شرایط خانوادگی و تحصیلی من نمی تواند عرب باشد و در جواب سوال من که می پرسیدم چرا؟و خود را به عنوان یک دختر عرب که به هر انچه خواسته رسیده مثال می زدم اغلب می گفتند:"تو فرق می کنی تو استثنایی!!!"کاش می توانستم ثابت کنم من استثنا نیستم!من فقط یک ادمم!و به جرم انسانی از یک اقلیت قومی بودن محکوم....
رویا
می دونم اون متن بالا از چی نشئت می گیره! همیشه همین طوره !شاید علت اینکه خیلی از اعراب ترجیح می دن با خودی وصلت کنن همین ترس از لگد مال شدن هویت و اصل و نسبشون به عنوان یک انسان باشه.....
نمی خوام پا از دایره ی حق بیرون بزارم این کار اصلا عاقلانه نیست که از ترس از دست دادن چیزهایی که داریم دور خودمون پیله بتنیم باید جنگید باید خواست وقتی من به عنوان یک دختر عرب برای همسرم جا بندازم که واسه ارزشهام احترام قائلم و اون هم یاد بگیره بشون احترام بزاره در آینده کانون خانوادگی ای خواهم داشت که می تونم در امنمیت کامل زندگی کنم و بچه هایی که دست کم محیط ایمنی بدور از تبعیض قومی به اسم خونه دارن......
می خواستم قصه ی یه صندلی اتوبوس رو تعریف کنم اما.....
خلاصش می کنم بارها و بارها شده که توی گرمای ظهر های جنوب آدمهایی رو دیدم که تو اتوبوس سر پا موندن فقط به خاطر اینکه کنار یک خانوم عرب نشینن!چرا؟
این سوالی بود که ذهن پریشان منو هم قلقلک میداد وقتی علت رو از چند نفرشون جویا شدم هر کدوم دلیلی آوردن یکی می گفت ایستاده راحت ترم یکی می گفت به بوی عطراشون حساسیت دارم صادق ترین فرد مستقسما گفت"اه نمی خوام کسی فکر کنه من با این نسبتی دارم"
و اون صندلی اتوبوس هنوز خالی ظرف شعور امثال این آدمها هم همین طور.....
کاش یاد می گرفتیم و می فهمیدیم که آدم های دیگه هیچ فرقی با خود ما ندارن مثل یک بازیه شاید تو موقع خلقت اون خانوم عبا به سر عرب می شدی که صندلی بقل دستش خالیه......
رویا.....
سلام
تا امروز فکر می کردم اعراب(ما) فقط از دیگران ضربه می خوریم!!!!!!!!
اما وقتی برخورد بد 1 زن غیر عرب رو با همسرش که عرب است رو دیدم و حرفاش رو شنیدم دیوونه شدم!!!
مردی که همه جا به پاکی و خوبی معروف است! شخصی که عشق به همسرش همه جا زبان رد خاص و عام است ! و افرادی برای خراب کردن رابطه عاشقانه این دو القاب زن زلیل و ... رو بش دادن ! و فقط سعی دارند که به او اثبات کنند انتخابش اشتباه بوده است!کدام اشتباه کرده اند؟زن که زندگی با مردی به این شایستگی و خوبی را انتخاب کرده یا مرد که به عشق خود رسیده؟یا آدم های اطراف اشتباه می کنند که.....
اون مرد روز به روز عشقش به همسرش بیشتر می شه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بیچاره اعرابی که خانه ای هم برای استراحت و فرار از دست مردم ... ندارند!
به امید روزی که اینچنین نباشد!
یا علی
مانی.....
چرا؟
شاید فکر می کرد عرب بودن یک جرمه که نباید بهش اعتراف کنه؟عزیز ترین استاد من که تصادفا عرب هم هست می گفت مشکل ما اعراب تحصیل کردن که برای اینکه رنج و فشار اقلیت قومی بودن رو تجربه نکنن سالهاست که جامه ی هویت از تن بدر کردن.....
کاش می شد دوباره رخت پوشید و سر بلند کرد و مثل یک عرب ایرانی عاشق وطن بود و حق طلبید....
بدون تحقیر بدون خشونت بدون انکه کودکی عرب باشی که همکلاسی هایت به خاطر اینکه نمی توانی راحت فارسی حرف بزنی به سخره بگیرندت و اشک هایت را حتی معلمی که عشقش شامل تو و امثاال تو نمی شود پاک نکند آنجا جاییست که شیطان می خندد و ما خدا را فقط خواب می بینیم.........
رویا
من سال هاست که تلاش می کنم این رنج را از یاد ببرم اما مگر ممکن است؟ این مشکلی است که لحظه به لحظه برایم تداعی می شود وجودم با آن آمیخته شده و رنج تحمل آن را در چشمان تک تک عزیزانم می بینم !پس صبر دیگر
کافی است !این بار فریاد خواهم زد.
![]()
وقتی به زبان مادریش حرف می زند تنها قربان صدقه هایش را می فهمم..
دلم برایش تنگ است که با آن عبای مشکیش بیاید و بوی عطرش فضا را پر کند...
کاش وقتی می آید کسی در راه با نگاه قوم گرایانه یک پیرزن عرب را تحقیر نکند .....
یک مادر بزرگ مهربان...
دلم تنگ است.....
رها...
